محمد یاوری متولد سال 1360 مسجد سلیمان و ساکن کوی باهنر اهواز می باشد. که فرزند اول خانواده است و یک برادر کوچکتر به نام میلاد دارد .از خصوصیات اخلاقی محمد می توان به خاکی بودن ، صفا و صمیمیت و خنده رویی و شوخ طبعی اشاره کرد محمد یاوری عاشق بچه های اهواز و مسجد سلیمان است . تحصیلات محمد یاوری فوق دیپلم گرافیک از دانشگاه دولتی اصفهان است ولی سرنوشت و روزگار او را به سوی موسیقی و هنر خوانندگی کشاند و در حال حاضر شغل این هنرمند آهنگسازی و تدریس کلیه دروس موسیقی و سازها به صورت حرفه ایی وخصوصی می باشد.
استاد رنجبري صداي خوشش را ارثي مي داند و مي گويد: پدر بزرگم صداي دلنشيني داشت به همين دليل وقتي مي خواندم عموي بزرگم گويي خاطراتش زنده مي شد مرا تشويق به خواندن مي كرد وصدايم را با ضربات مادر بزرگم بر دار قالي تست مي زدم. اسفنديار رنجبري كمي مكث مي كند لبخندي زده و ادامه مي دهد: ولي اولين بار كه در سينما كارگري هفتكل برنامه اجرا كردم بدليل اينكه دير به خانه رفتم ( مي خندد) با دستان پدرم حسابي نوازش شدم.
رنجبري در مورد تجربه اولين كار حرفه ايش (گويل بهاره) هم گفت: صدا و سيما اطلاعيه داده بود كه از خوانندگان تست صدا مي گيرند به همين دليل سراغ يكي از نوازندگان سرشناس ني رفتم تا او را با خود به صدا و سيما ببرم اما او براي اين كار دوهزارتومان از من مطالبه كرد ... آن موقع پول زيادي بود و تهيه آن برايم مشكل ، خلاصه به هر ترفندي بود ايشان را متقاعد كرده و با خود همراه ، ولي نوازنده وسط كار اجرا گفت اين ترانه بدرد نمي خورد ولي به دليل انرژي كه روي كار گذاشتم علارغم گفته ايشان ترانه گويل بهاره مورد تاييد و توجه قرار گرفت و منت هاي آن نوازنده باعث شد تا از آن به بعد اكثر ترانه هايم را خودم آهنگ سازي و ترانه سرايي نمايم.
اسفنديار رنجبري اكنون كه بيست و هفت سال از اولين اجراي حرفه ايش مي گذرد به يكي از پر كارترين خوانندگان بختياري تبديل شده و در اكثر برنامه هاي تلويزيوني بعنوان سفير فرهنگي اين ايل بزرگ و سرافراز عمل كرده و صداي خوش و دلنشينش را در استانهاي مختلف و مناسبتهاي گوناگون به رخ مي كشد.
استاد رنجبري بازنشسته بانك تجارت است ولي خودش اهل تجارت نيست ... هنرمند است و هنر پرور . در برنامه هاي تلويزيوني با تمام احساس مي خواند و با سوال يا بي سوال نام هفتكل را مي برد و هنگامي كه در خيابانها و بازار آرامش شهر هفتكل قدم مي زند گويي به مدينه فاضله اش وارد شده و غرق در خاطرات ، كودكي و نوجواني اش را به ياد مي آورد .
داراب افسر در سال 1279شمسی در چقاخور بختیاری متولد شد. پدرش آ اصلان از طایفه احمد خسروی و مادرش بی بی گوهر دختر حسینقلی خان ایلخانی بود. کودکی های داراب افسر درمیان کوههای شگفت انگیز بختیاری، لاله های واژگون ، غوغای ایل و کوچ و مردمان ساده و صمیمی گذشت
در منطقه لالی از توابع شهرستان مسجد سلیمان به دنیا آمده است. هم اینک 69 سال سن دارد و در شوشتر زندگی می کند. آغاز فعالیت هنری اش به سال 1335 باز می گردد. در سال 1348 به دعوت مرحوم ابوالقاسم انجوی شیرازی به تهران آمد و مجموعه ای بی نظیر از آوازهای حماسی بختیاری را به ضبط رساند که در آرشیو فرهنگ مردم رادیو موجود است.
فيلمساز ،بازیگر ،کارگردان تئاتر ، نويسنده و پژوهشگر فرهنگ بختياري. «اردشير صالحپور» مشغول نگارش کتابی درباره فرهنگ و اصطلاحات كوچ عشایر بختیاری است.
اين كتاب درباره اصطلاحات و تغييرات مصدري واژگان كاربردي در گويش فرهنگ بختياري است. اين اصطلاحات كاربردی، بنمايه گويش بختياری به شمار میروند و در فرهنگ كوچنشينی نقش اساسی دارند. اين واژهها به لحاظ هويتي به بقاي فرهنگ ايران كمك ميكنند.
صالح پور مدت زمانی طولانی است كه درباره فرهنگ عشاير تحقيق ميكند؛
اين اثر نيز هماكنون در مرحله تدوين قرار دارد.
وي در حال حاضر مجموعه 8 قسمتي «آياپير، يار فراموش شده» راكه درباره مردم شناسي، باستان شناسي، تاريخ، طبيعت، باورهاي مردم جنوب غرب ايران و آثار و كتيبههاي به جا مانده از دوران ايلام نو است و براي ساختن آن سه سال تحقيق و پژوهش كرد.
ماه تی تی
نوشته: اردشیر صالح پور
ناشر:صنوبر
كلاه در ایل بختیاری
نام فیلم: : كلاه در ایل بختیاری
موضوع: اجتماعی
نوع فیلم: مستند
کارگردان: اردشیر صالح پور
تصویربردار: فرح طالبی
فیلم نامه: اردشیر صالح پور
تدوین: صمد تواضعی
قطع: 16mm
مدت (دقیقه): 35
تهیه کننده: مركز گسترش سینمای مستند و تجربی
بازیگران: مجید كرم پور
خلاصه داستان:
مستند كلاه در ایل بختیاری، درباره طرز تهیه كلاه و ویژگی ها و موارد استفاده
آن است. فیلم از آغاز تصاویری از مردان ایل بختیاری را در حال انجام كارهای
مختلف نشان می دهد، یكی از مردان سوار بر اسب شده و راهی طولانی را طی می كند
تا به محل ساختن كلاه برسد و كلاهی برای خود انتخاب كند، در این مكان مراحل
مختلف و طولانی ساخت كلاه از پشم و شكل دادن به آن و رنگ كردن آن به طور
موازی با آیین ها و مراسمی مثل شادی و غرا كه كلاه در آن كاربرد و جایگاه
خاصی دارد، نمایش داده می شود.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
متولد 1327 در بروجرد است. به علت حرفة پدر كه از نخستين فارغالتحصيلان مدرسة فلاحت دورة «رضاشاه» بود كه بعدها به مدرسة كشاورزي تبديل شد. در نهاوند ساكن شدند. به علت محيط فرهنگي خانوادگي ورهرام نوجوان و بعد جوان، گامهاي انديشيدن و چون و چرا كردن را سريع طي كرد.
علايق اولية ورهرام به سينما از سينمايي در بروجرد بهنام «سينما داريوش» آغاز ميشود. در آن سينما آثار منتخب تاريخ سينما از سينماي ايتاليا گرفته تا سينماي امريكا و آلمان و فرانسه به نمايش گذاشته ميشود. خلاصه آنكه فرهاد ورهرام پس از ديپلم به تهران ميآيد و در كنكور مدرسة عالي سينما تلويزيون شركت ميكند. اما مسئلة داشتن كارت پايان خدمت او را راهي سربازي ميكند. در مهر ماه 1347 به عنوان سپاهي ترويج و آباداني به سنندج ميرود. در همة اين سالها فعاليتهاي فرهنگي زمينهي زندگي ورهرام است. در همين سالهاست كه با فريدون رهنما آشنا ميشود و در هيئت يك بازيگر در نقش صنعتگر در فيلم «پسر ايران از مادرش بيخبر است» ايفاي نقش ميكند.
و بعد در كنكور مدرسة عالي تلويزيون پاسخ مثبت ميگيرد. و چند سال بعد است كه يعني در سال 1353 آشنايي دكتر افشار نادري اتفاق ميافتد كه زمينهساز يك جريان عمده در كارهاي ورهرام تا كنون است. از مسئوليت واحد فيلم و عكس در بخش مردمشناسي مؤسسة مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران آغاز ميشود و در سالهاي بعد مسؤول واحد فيلم و عكس و دستيار تحقيق در مؤسسة پژوهشهاي دهقاني و روستايي ايران. و در سالهاي بعد مسئوليت واحد فيلم و عكس و كارشناس تحقيق در مركز تحقيقات روستايي و اقتصاد كشاورزي.
بخشي از زندگي ورهرام به تأليف و تحقيق گذشته است كه به چند نمونة آن اشاره ميكنم : 1356 ـ مونوگرافي «انگور ديم در بوشهر» به عنوان دستيار تحقيق، مؤسسة پژوهشهاي دهقاني و روستايي ايران. 1358 ـ 1357 ـ مطالعة «صيد سنتي در ساحل درياي عمان»، تحقيق براي فيلم به عنوان محقق، مؤسسة پژوهشهاي دهقاني وروستايي ايران. 1360 ـ مطالعة «صيد سنتي درساحل خليج فارس» به عنوان محقق، مركز تحقيقات روستايي و اقتصاد كشاورزي. 1362 ـ مونوگرافي «هور دورق» (تالاب شادگان)، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق. 1363 ـ 1362 ـ بررسي «شيوههاي توليد برنج در استانهاي گيلان و مازندران»، به عنوان محقق، مركز تحقيقات روستايي و اقتصاد كشاورزي. 1366 ـ 1365 ـ مونوگرافي «كوچ ايل بختياري »، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق، دفتر مطالعات هامون، سازمان برنامه و بودجه كل كشور. 1369 ـ 1368 ـ مونوگرافي «چگونگي استقرار چادرهاي عشاير قشقايي در گرمسير و سردسير»، به عنوان محقق، دفتر مطالعات هامون، سازمان برنامه و بودجة كل كشور. 1368 ـ مونوگرافي «برگزاري مراسم شتر كشي در كاشان»، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق. 1373 ـ مونوگرافي «روستاي اورامان تخت و برگزاري مراسم پير شاليار»، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق، دفتر مطالعات هامون، سازمان برنامه و بودجة كل كشور. 1373 ـ گزارشي از «تركمنهاي ايراني»، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق. 1374 ـ «مرگ كوچ» گزارشي از ايل بختياري، تحقيق براي فيلم به عنوان محقق. 1377 ـ «درختان مقدس»، تحقيق براي فيلم، به عنوان محقق. 1378 ـ گزارشي دربارة سفرنامة «آلفونس گابريل» سياح اتريشي به نام «عبور از صحاري ايران، تحقيق براي فيلم. 1383 ـ 1382 ـ بازنويسي يك سفرنامه، دربارة كويرهاي ايران. در زمينهي فيلم كارنامهي ورهرام درخشان است و فهرست بلندي از كارهاي او را در دست داريم كه به چند نمونه از آثار سينمايياش اشاره ميكنم : 1355 ـ فيلم «گلاب» مستند به عنوان فيلمبردار، 16 ميليمتري، رنگي، 17 دقيقه، كارگردان نادر افشار نادري، تهيهكنندة مؤسسه پژوهشهاي دهقاني و روستايي ايران. موضوع فيلم: توليد گلاب به شيوة سنتي در قمصر كاشان. 1356 ـ فيلم «نخل» مستند، به عنوان فيلمبردار و كارگردان، 16 ميليمتري، 17 دقيقه، تهيهكننده: مؤسسة پژوهشهاي دهقاني و روستايي ايران. موضوع فيلم: برگزاري مراسم تاسوعا و عاشورا در روستاي تاريخي «ابيانه» در اطراف نطنز. 1358 ـ فيلم «بازار در اردهال» مستند، به عنوان محقق و كارگردان، 16 ميليمتري، رنگي، 30 دقيقه، تهيهكننده: شبكة دوم تلويزيون ايران. موضوع فيلم: برگزاري مراسم قالي شويان در مشهد اردهال از توابع كاشان و برپايي بازاري موقت به مدت دو روز در حاشية مراسم. 1361 ـ فيلم «دانههاي روغني» مستند، به عنوان محقق، 16 ميليمتري، رنگي، 45 دقيقه، تهيهكننده: شبكة دو تلويزيون ايران. موضوع فيلم: كشت دانههاي روغني در استانهاي شمالي ايران. 1364 ـ 1363 ـ فيلم «گاز، آتش،باد» مستند، به عنوان عكاس و دستيار كارگردان، 16 ميليمتري، رنگي، 45 دقيقه، كارگردان كامران شيردل، تهيهكننده وزارت نفت. موضوع فيلم: هدر رفتن گازهاي حاصل از استخراج نفت و يافتن راه حل براي اين معضل. 1365 ـ فيلم « آبگينه» مستند، به عنوان محقق، كارگردان و فيلمبردار، 16 ميليمتري، رنگي، 45 دقيقه، تهيهكننده: فرهاد ورهرام. موضوع فيلم: كارگران يك كارگاه شيشهگري در جنوب تهران. 1367 ـ 1366 ـ فيلم «تاراز»، مستند، به عنوان محقق و كارگردان، 16 ميليمتري، رنگي، 70 دقيقه، تهيهكننده: فرهاد ورهرام. موضوع فيلم: زندگي چند خانوار عشاير بختياري در گرمسير، مسير كوچ و سردسير. 1370 ـ فيلم «قتل شتر» مستند، به عنوان محقق و كارگردان، 16 ميليمتري، رنگي، 30 دقيقه، تهيهكننده: دفتر فيلم رسانه، پويا و فرهاد ورهرام. موضوع فيلم: برگزاري مراسم عيد قربان در يكي از محلات قديمي شهر كاشان 1374 ـ 1373 ـ فيلم «عروسي مقدس» (عروسي پير شاليار)، مستند، به عنوان محقق و كارگردان، 16 ميليمتري، رنگي، 73 دقيقه، تهيهكننده: مركز تهية فيلمهاي مستند علمي اتريش با همكاري موزة مردمشناسي وين. موضوع فيلم: برگزاري مراسم سالگرد عروسي پيري افسانهاي در روستاي اورامان تخت در استان كردستان. 1377 ـ باغهاي زيرزميني، به عنوان محقق و كارگردان، ويديو، 15 دقيقه. موضوع فيلم: دربارة درختهاي انگور كه در زير زمين كشت ميشوند. 1378 ـ 1377 ـ فيلم «ياد و يادگار» مستند به عنوان محقق و كارگردان همراه با مصطفي رزاق كريمي، 35 ميليمتر، رنگي، 90 دقيقه، تهيهكنندة شبكة سحر سيماي جمهوري اسلامي ايران. موضوع فيلم: گذري بر هنر در ايران از دوران غارنشيني تا حال. 1378 ـ فيلم «آسمان» مستند، به عنوان محقق و كارگردان همراه با مصطفي رزاق كريمي، 35 ميليمتر، رنگي، 14 دقيقه، تهيهكننده شركت هواپيمايي آسمان. زمينهي ديگر كارهاي ورهرام عكاسي است كه خود فصل خاصي است. كه به چند نمونه اشاره ميكنم. اين موارد نمونههايي است كه به صورت نمايشگاه عكس از آثار فرهاد ورهرام برگزار شده است: 1357 ـ زلزلة طبس، دانشگاه تهران 1366 ـ كوچ ايل بختياري، موزهي هنرهاي معاصر تهران. 1368 ـ انسان، طبيعت، معماري، وزارت كشاورزي، تهران. 1369 ـ صيادي در ايران، تهران. 1369 ـ عشاير بختياري، شهركرد. 1370 ـ مردم ايران ـ رنه انيستيتو، وين. 1370 ـ انسان، طبيعت، معماري، انستيتو آسيايي و آفريقايي، گراتس، اتريش. 1371 ـ طبيعت ايران، انستيتو آسيايي و آفريقايي، گراتس، اتريش. 1372 ـ كردستان ــ پولي كالج، وين. 1372 ـ ايل راه، كوچ ايل بختياري، قصر كورنبرگ، گراتس، اتريش. 1373 ـ عشاير بختياري، پاله پالفي، وين. 1373 ـ ايل راه، موزة مردمشناسي وين. 1376 ـ كوير، گالري هفت ثمر، تهران. 1377 ـ عشاير بختياري، ام ـ كا ـ دو، پاريس. 1381 ـ دستبافتههاي عشاير، پاله پالفي، وين. 1382 ـ درياي گمشده (كويرهاي ايران)، گالري اينتركپي، وين. 1382 ـ احساسات ايراني، موزة كوارتيه، وين. 1382 ـ نمايشگاه عكس، انستيتو آسيايي آفريقايي، گراتس، اتريش. همچنين بايد در اينجا اشاره كنم كه آثار سينمايي فرهاد ورهرام در موزة مردمشناسي پاريس، موزة مردمشناسي وين، فستيوال مردمشناسي جهان سوم در فرايبورگ، فستيوال مردمشناسي در هلسينكي، خانة سينماي تهران، انجمن فرهنگي ايران و فرانسه، و بيست و دو مركز فرهنگي داخلي و خارجي به نمايش درآمده است. آنچه كه عرضه شد نگاهي گذرا به كارنامهي هنري فرهاد ورهرام بود. و بيشتر به قصد يادآوري يك زندگي پر از كوشش و تلاش مردي كه به تاريخ، فرهنگ و جغرافياي سرزمينش عشق ميورزد. بدون شك سينماي مردمشناسي ايران وامدار فرهاد ورهرام است. شايد چندين جلسه اين گونه بتواند اهميت آثار ورهرام را در حوزة سينماي مردمشناسي نشان دهد.»
پس از سخنان علي دهباشي ، مستند «عروسي مقدس» (عروسي پير شاليار)، از مجموعه مستندهاي تحقيقي ورهرام به نمايش درآمد كه پس از آن دكتر كتايون مزداپور به بررسي « سينماي مردم شناس ورهرام » پرداخت.
« آثار آقاي ورهرام در آنِ واحد، داراي دو بُعد هنري و علمي است. ارزش هنري آن موجب ميشود كه تَرازِ پژوهندگي و دانشيِ آن بهتر نمايان شود و تحقيقي دلنشين و زيبا حاصل آيد. بر اثر دقتي كه در اين دستاوردهاي بزرگ هست، سرزمين ايران را ميتوانيم بهتر بشناسيم. از اينجا است كه شناخت ايشان از گوشه و كنار اين خطّهي وسيع، با تنوع جغرافيايي و اقوام و مردمي گوناگون، ما را به شناخت بهتر فرهنگ ايراني راهبر ميشود. آداب و رسوم و فولكلور ضمن دگرگوني دائمي، در مواردي بسيار، در طي تاريخ ثابت ميماند. آثار ورهرام از اين جهت، تاريخ را به زمان حال و به جغرافياي ايران پيوند ميزند. از روي آثاري كه او در توصيف عروسي مقدس پير شاليار و قرباني شتر در كاشان و مراسم قاليشويان مشهد اردهال ساخته است، نكتههايي از تاريخ ايران روشن ميشود. به نظر بنده در اين هر سه آيين، كه امروزه مقدس است و مظاهر ديني و فرهنگي اسلامي در آن پديدار است، نشانههايي از قدمتي چند هزار ساله ديده ميشود؛ چون قبلا مقدس بوده است، باز مبنايي براي پيدايش و تداوم آيينهاي مقدس شده است. اين مجموعه فرضيهاي خاص را پديد ميآورد. در اين فرضيه، جشنهاي زمستاني ايران و آداب خاص آن توجيه ميشود و ارتباط آن با مردمي كه در اين نواحي گوناگون در ارتباط با يكديگر و در عين حال با فاصلهي جغرافيايي و دور از يكديگر ميزيستهاند، نمايان ميگردد. جشن سده در زمان عروسي مقدس پير شاليار، و مهرگان مصادف است با آداب قاليشويان در مشهد اردهال. با توجه به اينكه نوروز در تخت جمشيد برگزار ميشده است، سه جشن ديرينه سال نوروز و سده و مهرگان را در اين سه ميتوان بازيافت. اين هر سه جشن مقدم بر ورود اقوام آريايي، در آغاز هزارهي يكم پيش از ميلاد مسيـح به اين سرزمين است. برگـزاركنندگان اين جشنها در جـوامعي ميزيستند كه نواحي مختلف آن با يكديگر ارتباطي پيكرماني (Organic) داشتهاند و در نتيجه، بين آنها در عين كثرت و پراكندگي، وحدتي در عمل وجود داشت كه حيات اجتماعي و جمعي كشوري را اداره ميكرد با نوعي تمركز و وحدت مركزي. هخامنشيان برمبناي اين ساختار اجتماعي قديمي و بومي، شاهنشاهي بزرگ خود را تشكيل دادند. انديشهي طوايفي متعدد كه همه آريايي خوانده ميشدند و متعلق به هخامنشيان بود، با اين زمينهي اجتماعي تركيب شد و حكومت متمركزي را پديد آورد كه در آن، اقوامي پراكنده و از نژادهاي مختلفي در كنار يكديگر ميزيستند. هخامنشيان جهان بيني جديدِ اخلاقي، به آن شكلي كه در آموزههاي زرتشت پيامبر هنوز برجاي است، و نيز تدابير هوشمندانهي كشورداري را بر اين مجموعههاي التقاطي افزودهاند. تدبير مهمي كه آنان اتخاذ كردند و به عمل در آوردند، تجديد نظرهاي دائمي و تازه گردانيدن باورها و عقايد آداب و رسوم در گذر زمان است. اين شيوهاي است كه در پرتو آن بسياري از سنتهاي ديرينه هنوز تازه و زنده و امروزي به نظر ميرسد. به همين جهت است كه دستاوردهاي هنري / علمي آقاي ورهرام را، در گردآوري دقيق و زيباي فرهنگ مردم، هم بسيار تازه مييابيم و هم بازگويندهي تاريخي ديرينه و پر تفصيل.»
سخنران بعدي اين مراسم محمد تهامي نژاد بود با اشاره به كاربردهاي زبان سينما در فيلم مردم نگاري ، آثار اين مستند ساز را مورد بررسي قرار داد و در بخشي از سخنان خود گفت « ورهرام يكي از پيگيرترين سازندگان فيلم هاي مردم نگاري در ايران است . او در نوشته ها و سخنراني هايش همواره از دكتر نادر افشار نادري به عنوان استاد « پيشكسوت » نام مي برد . بلوط ساخته مرحوم افشار نادري پژوهشي است در توصيف زندگي ايلي با تأكيد بر يك ماده حياتي يعني بلوط ـ و بيانگر تقسيم كار بين مردان و زنان و كوچ از پاييز تا بهار. » تهامي نژاد در بخشي ديگر از سخنان خود چنين ادامه داد « صامت بودن در فيلم هاي مردم نگاري و در عصر سينماي ناطق پديده عجيبي نيست و ارتباطي به شأن و جايگاهشان ندارد. الأن هم چنين فيلم هايي به فراواني ساخته مي شود . » سپس اين منتقد و تحليل گر سينمايي به وجوه اختلاف بين فيلم هاي داستاني و مستند صامت اشاره نمود و افزود « ..در هر فيلم يكي از مهم ترين وجوه تحليل شناخت شيوه اي است كه فيلمساز فيلمش را سامان مي بخشد . يعني فيلم از نظر زيبايي شناختي چگونه پيش مي رود و با مواد خام خود يعني با فرهنگ به عنوان ماده خام تصوير ، چه كرده است ؟ حالا ببينيم اين وجه در كارهاي ورهرام چگونه رخ مي نمايد .
در برخي فيلم هاي جديد تر ورهرام ـ با نوعي تعامل انساني رو به دوربين روبروييم . در پير شاليار ، فيلم با تصوير مردي كه در يك فاصله نمايشي رو به دوربين صحبت مي كند آغاز مي شود . اين حادثه تازه اي است كه در فيلم هاي مستند مردم نگاري رخ داده .»
تهامي نژاد با توصيف ورهرام به عنوان مستندسازي مردم نگار افزود « ورهرام غالباٌ از طريق مردم شناسان ، عكاسان و آشنايان محلي به موضوع دسترسي مي يابد و تا كاملاٌ به كار مسلط نشود به فيلمبرداي نمي پردازد. البته او درباره محيط زيست هم فيلم ساخته كه آن فيلم ها نيز يك تمركز توضيحي بر شهر يا جنگل ، فرهنگ شهرنشيني يا جنگل نشيني است .
در پايان بايد اذعان كنم كه درك آثار ورهرام و كاربرد زبان سينمايي آنها يك پروژه پژوهشي است. كاري كه پژوهشگراني با قابليت هاي نظري در دو عرصه سينمايي و مردم نگاري مي طلبد ، كاري كه به تنهايي نه از عهده مردم نگارها برمي آيد و نه از عهده منتقدان. »
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
ایشان دیپلم ادبیات و کارمند ارتش است که اکنون دوران بازنشستگی خود را سپری می کند. استاد علی حافظی 25 شهریور 1334 در شهرستان مسجد سلیمان محله خواجه آباد بی بی یان متولد شد.
((عمویی داشتم به نام ولی که نی هفت بند می نواخت .و من پیوسته به نوای او گوش می دادم.
علاقه من به این ساز روز به روز بیشتر می شد تا اینکه عموی دیگرم که محصولات لبنی را را به شهر می برد یک روز از شهر برایم یک فولوت آورد. من هرروز با آن فولوت سرگرم بودم و از روی نغمه هایی که از نی عمویم میشنیدم تقلید می کردم. پس از آن نیز از صدای سحرگونه نی استاد کسایی که آن زمان از رادیو پخش می شد الگو گرفتم و در تمامی عمر استادی نداشتم که از او چیزی بیاموزم.
معلمی داشتیم به نام بیگلری. او روزی یک نی به من هدیه داد و بعد مرا تشویق کرد تا در مسابقات دانش آموزی مسجد سلیمان شرکت کنم. شرکت کردم و اول شدم. بعد از انقلاب در جشنواره موسیقی مقامی خوزستان نیز اول شدم. سال 1369 در جشنواره نی نوازان کشور که با داورری بزرگانی چون استاد کسایی انجام پذیرفت، دوم شدم. هیچگاه از خاطرم نمی رود که آن روز در پایان اجرا فقط یک نفر برای تشویقم دست زد و اما آن یک نفر کسی نبود به جز پدر نی جهان استاد کسایی.))
ایشان تا پیش از آشنایی با استاد بهمن علاءالدین موسیقی سنتی کار می کرد و پس از آن به سفارش بهمن علاءالدین فقط به موسیقی بختیاری پرداخت.
استاد در مورد اولین برخوردش با بهمن علاءالدین چنین می گوید (( در سال 1365 در یکی از تالارهای اهواز هنگام نوازندگی در آواز بیات ترک شخصی نزد من آمد و گفت من بهمن علاءالدین هستم و از نوع نوازندگی شما خوشم آمده و می خواهم با شما ملاقاتی داشته باشم تا با کارهای یکدیگر بیشتر آشنا شویم.اولین ملاقات ما بیش از هشت ساعت به طول انجامید و ایشان آهنگ هایی را که خودشان ساخته بودند اجرا کردندو من هم ایشان را با نی همراهای می کردم. از همان روز کار ما شروع شد و بنده افتخار این را پیدا کردم تا در چهار کاست هی جار،تاراز،برافتو، آستاره ایشان را همراهی کنم و در بسیار از کنسرت ها در کنارش باشم. صدای او به لحاظ موسیقی بسیار گرم بود چنان که گویی صدای او سال ها برای اینگونه خواندن تعلیم داده شده بود ))
ویژگی های علی حافظی که او را از سایر نوازندگان جدا می کند.
1. آوردن جمله های کهن ترین ساز بختیاری توشمال در نی کار بسیار دشواریست چرا که توشمال و نی خیلی با هم از لحاظ وسعت صدا پرده ها و ... با هم فاصله دارند .اما با این کار با شنیدن صدای نی او شما را با زبان نی به سالهای پیش تر و وارگه های قدیمی و عاشقی های کهنه و داس و درو برزگری می برد .و خاطرات مرده در دل کوه دشت ها های کوچیدن را یاد می آورد.
2. یافتن سبک گمگشته بختیاری در موسیقی سنتی(بخصوص نی) که از ابداعات اوست .طوری که خیلی راحت اکنون می شود فهمید که اینطور نوازندگی خاص بختیاری هاست به عبارت بهتر موسیقی علی حافظی مارک دارد.
3.سرعت او در نوازندگی : آنان که نی کار می کنند میدانند که سرعت در نوازندگی نی خیلی مهم است اما نه طوری که ریتم و زیبایی را از کار بگیرد اکثر اوقات دیده شده در نوازندگی ها ی دیگران وقتی که نوازندگی سرعت می گیرد زیبایی و دلنشینی از دست می رود و ریتم ها تقریبا گم و یا کمرنگ می شوند اما استاد حافظی این دو را با سرعت زیاد و دلنشینی خاصی در کنار هم قرار داده
4.انجام بعضی کارهای جدید و نشد در نوازندگی نی: مثل کنسرت اهواز رنگ (دقیقه 16 در فیلم این کنسرت) که هنگام جواب آواز ( آخی هالو زال خو ایگوهه بس بگرین گوش) در یک رفت رو برگشت دو نوع انگشت گذاری را باهم ترکیب می کند که خیلی ها خواستند این کا را تقلید کنند اما نشد.
استاد علی حافظی که از آلبوم هی جار همراه استاد علاءالدین(مسعود بختیاری)بوده اند در روز خاکسپاری استاد علاءالدین در امامزاده طاهر کرج و در ۱۳ آبان ۱۳۸۵ ترانه ای که از قبل آماده داشت را به یار همیشگی اش تقدیم کرد.
وی وقتی پشت تریبون رفت ابتدا با چشمانی اشک آلود گفت؛"بهمن فکر نمیکردم برات ساز چپی بزنم"سپس با همان حال و هوا به نواختن ساز چپی با "نی" اش پرداخت. در انتها کوروش اسدپور خواننده توانای ایل آن قطعه شعر معروف(سرودهٌ استاد حافظی) را بهمراه نوای "نی" استاد حافظی خواند؛
مُو غَریوِ ای وُلاتُم که نَدارُم رَه به جایی
هر چِه اَمداد ایزنُم نیرَسِه به جایی
آسِمون اَور گِرِه دُنیانِ کِرد تَنگ
چُونُو که هیچ کی نِ هیچ نیکُنِه بَنگ
آسمون اَور گِره دُنیانِ کِرد سَرد
مو چِطور دل خوش کُنُم لا ای همه بَرد
روزگار وا گِلِ سُور ایا نِهامون
هُمدورُنگِ لیشِهِ بِوَنِه به جامون
روزگار چه زُم ایخو که خوم نَدونُم
بَفتیِه با تالِ غَم تَمدارِ جونم
روزگار چه زُم ایخو مَر خُوم نَدونُم
ایزنی کَر کیتِ غَم به اُستُخونُم
اِی دِل اِی باور مَکُن دنیا خَش اُو بُو
چالِ سَردِ ایلمون پُر زِ تَش اُو بُو
دادُم اِی بیدادُم اِی دیدی چه کِردُم
گِمونِ روزِ چینوُ به خُوم نَکردُم
دادُم اِی بیدادُم اِی مَندُم خُومِ تَک
مَر قیامت بِنِشونِمون کِلِ یَک
و چقدر با حال و هوای مردم همخوانی داشت...
این قطعه آوازی در آلبوم بهیگ بصورت بدون کلام و در ابتدای طرف دوم کاست(آهنگ ششم) آمده است و باز هم استاد حافظی با نفس گرم خود شنونده را به همان روزهای غم انگیز می برد.روزهایی که باید بدون یار دیرینه اش و بدون آن صدای جاودانه سَر کند.حالا واقعا استاد حافظی و آن "نی" اش تنها هستند...
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
در طول خدمت آموزگاری تحصيلات متوسطه را دنبال مي كند، در سال هاي ۵۳-۱۳۵۲ به مركز بخش منتقل مي شود و بنابه علاقه و ذوق هنری اش براي اولين بار چشمان مردم منطقه را با صحنه های تئاتر آشنا مي كند و سپس مدارس مركز بخش را به جد زير پوشش سرود و تئاترهای منظوم و منثور درمی آورد. در دهه های اول انقلاب عهده دار كانون پرورشی مركز بخش می شود و هنر را در ابعاد مختلفش به دانش آموزان دختر و پسر می آموزد.
در سال هزاروسيصد و هفتاد و دو به شهر اصفهان منتقل می شود و در سال هفتاد و سه بازنشسته می گردد.
می گويد: «در طول سی قرن تهاجم، زبان پارسی ام را در دهليز كامم پنهان كرده ام. سلوكيان بر گرده ام تازيانه زدند، خشت خانه ام را به آب انداختند، از وقارم سنگينی برگرفتند. از كلامم رونق بريدند، در سياهچال نمور، مأوايم دادند تا يونانی ام خوانند. مولايان تازی طومارم را درهم پيچاندند، از تنم خون مكيدند، آب زلالم را رنگين كردند، سجلم را سوزاندند، تار و پودم را با دشنه الياف نمودند، مولی ام(۱) كردند تاعجمم خوانند.
مغولان خيمه زردشان را بر سرم افراشتند، به درختم دوختند، زير رنگين كمان خونم قليان كشيدند. همچو گوسپند در پوستم دميدند و به آفتابم گذاشتند. سينه ام را شكافتند، بر جسدم تاختند، كه بی نشانم خوانند.
تاتارها در شاهراه تجربه مغولان به راز زبان پارسی ام نزديک شدند، سرم را بريدند، حلقومم را دريدند، بر مناره ام اذان خواندند، در محراب استخوانی ام نمازگزاردند، كه بی مايه ام گردانند.
افغانها بر پيكر نيمه سوخته ام رقصيدند، بازمانده ام را به تاراج دادند، در ويرانه هاي تنم به دنبال راز زبانم پرسه زدند.
سوخته شدم، قطعه شدم، مرده شدم، زنده شدم، گنگ شدم ولی نه لال.
در مبارزات نهانی و آشكار مبارزان فرزانه ادب پارسی، طی سی قرن جدال از يونانيان تا افغانيان، اقوام (بختياری - تيره لرها) لک ها و كردها كه شاخه های اصلی زبان پارسی را تشكيل مي دهند، همواره نقش بسزايی داشته اند... در مناطق بختياری كه فرهنگ آن مورد نظر است، افرادی خودجوش در پويايی فرهنگ اصيل ايرانی كوشيدند و با گويش لری بختياری و فارسی، فرهنگنامه ها، تاريخ ها و ديوان های شعری قابل توجهی را در دسترس علاقه مندان به شعر و ادب پارسی به ويژه بختياری ها فراهم آوردند...» .
استاد خسروی نيا در ابتدای اوقات فراغتش به انجمن ادبی فرهنگی بختياری هاي مقيم اصفهان راه می يابد و براساس نيازی كه در خودش حس می كند برگرداندن شاهنامه را به گويش بختياری بنا می نهد. در اين اثر كه جلد اول آن منتشر گرديده به صورت خلاصه و گلچين داستانها را با استفاده از دو فضای ايلی و ملی بازسازی نموده كه مهمترين هدفش حفظ و احيای واژه های منسوخ شده است كه از سالهای نوجوانی دريافت و يادداشت می نمود. در اين اثر كه حتماً مورد انتقاد بعضي از طوايف بختياري قرار می گيرد نهايت دقت در هماهنگي لهجه ها شده است. با همه تلاشي كه معمول شد باز هم خود می داند كه به علت مواج بودن لهجه ها در طايفه و تيره هايی مختلف بختياری در هنگام قرائت ايجاد اشكال می شود!
هم اكنون جدای از پايگاه قومی فرهنگی خودش در انجمن هاي جوان اصفهان در زمينه شعر سپيد جوان فعال است و در آينده نزديک اقدام به چاپ مجموعه شعر سپيد كوهستان به زبان فارسی خواهد كرد.
بعد از عشق وافر خودش و تشويق خانواده اش عامل ديگر اشتياق او در ايجاد اثر شاهنامه بختياری به هيجان آمدن مردم ايل بختياری از خواندن شاهنامه به زبان اوست كه آن را با آواي ايل حماسی و محزون می خواند، به صورتی كه بسياری از هم تبارانش خواهان كاست صدايش به ضميمه كتاب بودند كه متأسفانه سرمايه گذاری اين مهم برايش مقدور نشد.
اميد كه رنج و تلاش اين شاعر فرهيخته «جواد خسروی نيا» در حفظ و صيانت شاهنامه فردوسي و برگرداندن آن به گويش شيرين بختياری كه هر آن مي رفت بسياری از واژگانش به بوته فراموشی سپرده شود به بار بنشيند و به حيات خود ادامه دهد، اميد كه اين نوشتارها بهانه ای باشد جهت حمايت، آفرين باد و پاسداشت اين بزرگ فرهيختگان .
به روايت گردآفريد (فاطمه حبيبی زاد): پژوهشگر نمايش آيينی روايی/ نقال و شاهنامه خوان
۱- مولی: رعيت، مقابل مولا.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
متولد بیستم فروردین 1344در روستای شش بهره لردگان است وی از طایفه ی جلیل جانکی ایل بزرگ بختیاری است به گفته ی خود او در کودکی بیشتر آوازها را از برادرانش فرامرز و البرز فرا گرفته است در دوره ی دبیرستان برای جمع آوری ملودیها و آهنگهای محلی شروع به تحقیق کرد تحت تأثیر آواز: امیر صیدانی ،بهمن علاء الدین (مسعود بختیاری ) و شیخ علیمراد بویر احمدی قرار گرفت.
وی همچنین شاهنامه خوانی و خسرو و شیرین خوانی را در مکتب پدرش آموخت. در ادامه ی تحقیقاتش برای گرد آوری مقام های محلی در دهمه ی 60 برای کمک به اعتلای موسیقی و لری راهی مناطق بویر احمدی و بهمئی شد.
اسدپور همچنین جهت آموختن دستگاههای موسیقی خود هشت سال در محضر استاد اصغر شاه زیدی در اصفهان شاگردی کرد وی درسال 1373 با تشویق استاد شجریان اولین کاست خود را به نام «تیه کال» با همکاری زنده یاد: استاد حسین فرهاد پور ، حسین ناهید ، استاد منوچهری و همچنین اعضای گروه سنتی صبا روانه بازار کرد. در سالهای 74 و 75 با آهنگ سازی علی حافظی کاست «تش دل» را تقدیم دوستداران موسیقی بختیاری کرد. « تی به ره» را با آهنگ سازی مجتبی صادقی در سال 1378 و نوار«ظله(زله)» را با آهنگ سازی توفیقی در سال 80 و پس از آن در سال 1381 سی دی« کر بختیاری» را روانه ی بازار کرد، گفتنی است کوروش اسدپور هم اکنون مسئول مجتمع های هنری شهرداری زرین شهر اصفهان است و مدیریت فرهنگی موسسه خانه ی مهر فولاد شهر و مدیریت هنری و فرهنگی هنرکده ی نی داوود را نیز بر عهده دارد .
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
نام: عبّاس
نام خانوادگي: قنبري عديوي
تاريخ تولّد: 1/2/1346
محل تولد: انديمشك خوزستان (خوزستان)
اصالت: بختياري ـ هفت لنگ ـ دوركي باب ـ طايفه بابا احمدي ـ تيرهي عديوي
تحصيل: ابتدايي تا متوسطه در انديمشك
فوق ديپلم: تربيبت معلّم شهيد رجايي شهركرد 1366 ـ 1364
ليسانس: زبان و ادبيات فارسي ـ شهركرد 1371 ـ 1368
فوق ليسانس: زبان و ادبيات فارسي ـ نجفآباد 1377 ـ 1376
دكتري: فيلولوژي رشتهي فولكلورشناسي دانشگاه ملّي دولتي تاجيكستان با هماهنگي دانشگاه ملّي مسكو
رتبههاي علمي و تحقيقاتي: معلّم نمونه استان چهارمحال و بختياري
مؤلّف نمونه كشور با چاپ كتاب امثال و حكم بختياري 1382
يکي از پژوهشگران برتر وزارت آموزش و پرورش 1384
يکي از پژوهشگران برتر عشاير ايران 1385
يکي از پژوهشگران برتر استان چهارمحال و بختياري 1386
سوابق تدريس: دبير ادبيات فارسي مدارس استان چهارمحال و بختياري ـ مدرس دانشگاه هاي چهارمحال و بختياري و اصفهان سوابق اجرايي و مسؤوليتها:
كارشناس تحقيقات آموزشي (اداره كل آموزش و پرورش چهارمحال و بختياري)
معاون آموزش متوسطه اداره كل آموزش و پرورش چهارمحال و بختياري
معاون آموزش و پرورش نظري و مهارتي سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختياري (2/4/79 تا 21/1/85)
فعلي: رييس بنياد ايرانشناسي شعبه چهارمحال و بختياري
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
بهنوش بختیاری متولد 29/2/1354 در بیمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمری است. یعنی ۳۲ سالش هست . پدرش بختیاری و مادرش تهرانی است. بهنوش عضو آخر یک خانواده 6 نفری است. یک خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمی زبان لیسانس گرفته و با توجه به علاقه فراوانی كه به این رشته دارد به محض اینكه فرصتی پیدا كند، به سراغ این رشته و ترجمه متون میرود.
با توجه به شایعات فراوانی كه در مورد ازدواج او بر سر زبانهاست هنوز مجرد است و به قول خودش شاید اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هوای تازه ساخته محمد رحمانیان پا به عرصه بازیگری گذاشت و بعد از آن در مجموعههای وكیل محله، خانه قدیمی، سایهها و معجزه وكیل هم بازی كرد. قبل از بازیگری به عنوان منشی صحنه فعالیت میكرد كه این كار او را بسیار مسئولیتپذیر و منظم بار آورد كه پایهگذار موفقیتهای او در بازیگری بود.
سال 75 به مدت یک سال زیرنظر خانم مهتاب نصیرپور در مدرسه رسام هنر دوره یک ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبیات بازیگری آشنا شد.
به موسیقی علاقه فراوانی دارد، پدرش هم در این وادی كار میكند و یكی از دو برادرش هم در زمینه موسیقی فعال است.
آخرین كارهایش مستند ایرانگردی و كار 90 دقیقهای «یك روزی زنجیرش رو پاره میكنم» ساخته آقای عباسی است كه هنوز پخش نشده.
به بازی خانمها ثریا قاسمی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، لیلا حاتمی، سحر ولدبیگی و شقایق دهقان علاقه فراوانی دارد.
تا به حال در اكثر كارهای مهران مدیری به ایفای نقش پرداخته و در اكثر نقشهایش موفق ظاهر شده است، به هیچ عنوان از بازی كسی ایراد نمیگیرد و اهل بدگویی نیست.
برای بازی چندین پیشنهاد دارد كه به خاطر بازی در مجموعه باغ مظفر به پیشنهادهایش جواب نه داده. او شرط بازی در كارهای روتین را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان میكند.
مجموع آثار وی:
سینمایی:
- پشت دیوار شب (مهران تاییدی، ۱۳۷۴)
-ساقی (محمدرضا اعلامی)(۱۳۸۰)
-مهمان مامان (داریوش مهرجویی)، منشی صحنه(۱۳۸۲)
- این ترانه عاشقانه نیست (رحمان رضایی)، منشی صحنه (۱۳۸۴)
- دو خواهر (محمد بانکی، ۱۳۸۷)
- ده رقمی (همایون اسعدیان، ۱۳۸۷)
- کیش و مات (جمشید حیدری، ۱۳۸۷)
- شبانه روز (کیوان علیمحمدی، امید بنکدار، ۱۳۸۷)
برخی از مجموعه های تلویزیونی:
- هوای تازه (محمد رحمانیان، ۱۳۷۵)
- در شهر (اصغر فرهادی، سری اول، ۱۳۸۱)
- خانه به دوش (رضا عطاران، ۱۳۸۳)
- سریال جایزه بزرگ به کارگردانی مهران مدیری (۱۳۸۴)
- شب های برره (مهران مدیری، ۱۳۸۴)
- سریال باغ مظفر به کارگردانی مهران مدیری (۱۳۸۵)
- چهارخونه (مهدی مظلومی، ۱۳۸۶)
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
فریدون نجفی متولد ۱۶ آبان ۱۳۵۶ کوهرنگ بختیاری . لیسانس کارگردانی سینما را از دانشگاه سوره گرفت. فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۰با ساخت چندین فیلم کوتاه شروع کرد و چند سالی در صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری مشغول به کار بود.
در کارنامه خود چندین کار تلویزیونی دارد که عبارتند از :
کارگردانی فیلم های کوتاه: دوک ،بردگوری، المپیک در شلمزار،کارنامه،خاتون ،راه و ستاره، خانه فاطمه کجاست؟ ،یار دوازدهم ، خروسک و سریال تلویزیونی روستای ما , که از گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما پخش شد. و داستانی"آواز باران"داستانی "ایلوگ" که از شبکه دوم سیما پخش شد. مجموعه مستند همدرنگ(نغمه های بختیاری) سینمایی "افسانه ماه تی تی" و مستند دوش فنگ...
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
شاید بازی کوتاه او در فیلم زیر پوست شهر فرصت دوباره ای باشد تا قدر استعداد خود را که پیش از این در نمایش ها و تله تئاتر ها به رخ کشیده بود، بداند.
فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشکده تربیت مدرس.
تجربه عملی دوبله زیر نظر ناصر طهماسب.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم "بازداشتگاه" (کوپال مشکوة) به عنوان بازیگر و دستیار تولید در سال ١٣٦١
فیلمها:
1385 اخراجی ها ( مسعود ده نمکی ) [بازیگر]
1383 غروب شد بیا ( انسیه شاه حسینی ) [بازیگر]
1383 پل سیزدهم ( استیون راش ) [بازیگر]
1383 پیک نیک در میدان جنگ ( رحیم حسینی ) [بازیگر]
1382 قدمگاه ( محمد مهدی عسگرپور ) [بازیگر]
1381 دیوانه ای از قفس پرید ( احمدرضا معتمدی ) [بازیگر]
1379 رقص شیطان ( افشین براری ) [بازیگر]
1378 زیر پوست شهر ( رخشان بنی اعتماد ) [بازیگر]
1378 سهراب ( سعید سهیلی ) [بازیگر]
1374 تعقیب ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]
1372 پناهنده ( رسول ملاقلیپور ) [بازیگر]
1367 آری این چنین بود ... ( داود اسماعیلی ) [بازیگر]
1364 جستجو در شهر ( حجتالله یوسفی ) [بازیگر]
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
متولد ۱ مهر ۱۳۵۸ ايذه (خوزستان) عضو پیوسته انجمن مستند سازان سینمای ایران
دارنده مدرک ممتاز اولین کارگاه تخصصی سینمای مستند، از انجمن مستندسازان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.
مدرس کارگردانی سینما در مقطع حرفه ای(درآموزشگاه ها و، ورک شاپ های تخصصی سراسری مستندکشور)
وی سازنده فیلم های داستانی گاگلا و اوها و فیلم های مستند نفت سفید /مدار صفر درجه/ ملف گند ومادرم بلوط می باشد.
جوایز و افتخارات محمود رحمانی
فیلم داستانی گاگلا
ـ جایزه فیلم برگزیده جشنواره رشد
فیلم داستانی اوها
ـ جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کوتاه اصفهان
فیلم مستند نفت سفید ـ 2005
ـ جایزه بزگ و مشهور روبرتو روسلینی از ایتالیآ(Roberto Roselini)
ـ جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره بین المللی فیلم کیش
ـ جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره بین المللی فیلم کیش
ـ جایزه بهترین فیلم مستند اجتماعی ایران از جشنواره مستند یادگار
ـ کاندید دریافت بهترین فیلم مستند خانه سینمای ایران
ـ دیپلم افتخار و جایزه فیلم برگزیده وارش ( مازندران)
ـ برنده جایزه ویژه گیلوا در برگزیدگان پنج دهه ی سینمای مستند ایران
ـ حضور در معتبر ترین جشنواره مستند جهان- IDFA هلند ( آمستردام)
ـ کاندید دریافت بهترین کارگردانی از جشنواره Dureel فرانسه ( پاریس)
ـ حضور در جشنواره Rejokalabriya ایتالیا ( در بخش فرم های تازه و نو در سینمای مستند)
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار بهترین فیلم مستند جشنواره خوزستان
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار بهترین فیلم جشنواره ملی طلای سرخ در خراسان
ـ فیلم مستند برگزیده جشنواره فیلم اصفهان
ـ نمایش ویژه در کیپ تاون- آفریقای جنوبی
ـ نمایش و نقد و بررسی در خانه هنرمندان ایران
ـ تندیس و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی از جشنواره ملی ستایش
ـ حضور در بخش رسمی جشنواره بین المللی ALBA ایتالیا
- و ...
ـ ثبت شده در فیلم خانه ملی ایران به عنوان سند ملی
فیلم مستند مدار صفر درجه 2007 ،تولید شده در مرز ایران و عراق
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار بهترین فیلم مستند جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار جایزه بهترین فیلم از جشنواره سراسری تولیدات حوزه در اصفهان
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره سراسری حوزه دراصفهان
ـ نشان فیروزه،دیپلم افتخار و جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره بین المللی فیلم مستند حقیقت در تهران
ـ لوح زرین دیپلم افتخار و جایزه بزرگ بهترین مستند سال ایران شهید آوینی
ـ جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره بین المللی medfest در ایتالیا
ـ برنده لوح ویژه ی با نام مستند ساز ایتالیایی به نام دون خوزه لو ای جی
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخارجایزه بهترین فیلم مستند از جشنواره ملی طلای سرخ
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخارجایزه بهترین فیلم مستند جشنواره فیلم وارش
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخارجایزه بهترین فیلم جشنواره ملی ستایش- خرمشهر
ـ دیپلم افتخارجایزه ویژه هیئت داوران منطقه سه کشور- اهواز
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخارجایزه بهترین فیلم مستند جشنواره فیلم آیینه و آفتاب- اصفهان
ـ جزء 16 فیلم مستند برگزیده سال 85
لوح تقدیر و دیپلم افتخار از نخستین جشنواره فیلم جم- تهران
ـ تندیس جشنواره و دیپلم افتخار جایزه بهترین فیلم جشنواره حجاب وعفاف تهران
ـ تندیس جشنواره دیپلم افتخارو پلاک طلای بهترین بهترینها(آسافیلم)جشنواره بین المللی
انسان دوستانه ی آسا
حضور در فستیوال فلیمینی در بلغارستان/صوفیا
ـ اکران مدار صفر درجه در دانشگاه فرهنگ و هنر اسکاتلند برای اساتید دانشگاه و دانشجویان هنر به عنوان فیلم منتخب آن دانشگاه جهت نقد و بررسی.
و....
ـ مدرس کارگردانی سینما در معاونت آموزش حوزه هنری
ـاستاد مشاور نخستین ورک شاپ تخصصی سراسری در سمنان و استاد مشاور و ناظردومین ورک شاپ تخصصی مستند در تهران.
فیلم ملف گند،( MOLF- e GAND )
(طولانی ترین پلان سینمای ایران)
جدیدترین ساخته محمود رحمانی- یک اثرتجربی و بلندترین پلان سینمای مستند ایران محسوب میشود- این فیلم در یک پلان 53 دقیقه ای ساخته شده است.که به عنوان مستند برگزیده سال ایران در جشنواره شهید آوینی به نمایش درآمدو بعد از این موفق به حضور در بخش مسابقه(horizone)افق های تازه وشیوهایی جدید مستندسازی در فستیوال معتبر مونیخ گشت که در آنجا کاندید دریافت بهترین فیلم این بخش بود
نخستین کتاب وی با نام "گوراب"با مقدمه جواد طوسی در سال جاری به چاپ رسیده که داستانی است در غالب یک فیلمنامه بلند ودر باره یک شرایط خاص اجتماعی .
محمود رحمانی در حال تألیف کتاب دیگری به نام واقعیت در سینمای مستند است و ساخته جدیدش، فیلم بلندیست با نام " مادرم بلوط" ـ این مستند درباره کارگران معدنی است که از درختان بلوط ذغال درست میکند، این اثر سینمایی در اطراف زادگاهش ایذه فیلمبرداری شده است.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
رسول نجفيان براي مردم يادآور نوستالژي نسلي در تلويزيون ايران است؛ نسلي كه در دهه ۶۰ به تلويزيون آمدند و آنچه را از شعر و حس و زيبايي شناسي ياد گرفته بودند در ژانر تله تئاتر پياده كردند. بازي رسول نجفيان در نقش «سياهي لشكر آناتول فيلاتر» يكي از ماندگارترين بازي ها در ژانر تله تئاتر است.
وي همچنين كارگرداني تله تئاتر «دو مرغابي در مه» را در كارنامه دارد كه با بازي زنده ياد حسين پناهي به اثري خاطره برانگيز تبديل شد.
رسول نجفيان در سال 1330 در تهران متولد شد.اصالتش به طایفه گمار ایل بختیاری بر میگردد ، به طوری که در گذشته فامیلی او گماری بوده است. اما مادربزرگش قبل از جنگ جهانی اول به تهران می آید ، در این شهر ماندگار می شود و به همین دلیل نیز در تهران متولد می شود.
وی ليسانس روانشناسی از بخش علوم تربيتی مدرسه عالی پارس سال 1356 است. بازی در تئاتر را از سال 1348 و بازی در سينما را از سال 1363 با «صف»، همكاری «علی اصغر عسگريان» آغاز كرد. همچنين عضويت در سينمای آزاد ايران و ساخت فيلمهای هشت ميليمتری از سال 1353 بودهاست. آموزش موسيقی را از سال 1350 تا سال 1352 نزد مرحوم استاد مهرتاش شروع كرد و نويسنده مطالب طنز سينمايی در سال 1367 در نشريه فيلم بود.
آخرين اجراي او «نوحه و نواهاي عاشورايي» بود كه با ۷۰ بازيگر در سالن اريكه ايرانيان به روي صحنه رفت. اين اثر آئيني، يك كار پژوهشي بود. او نوحه هايي را از روستاها جمع آوري كرده بود كه برخاسته از دل مردم بود. در كنار اين نوحه ها فردوسي خواني و شاهنامه خواني را نيز با گروه كر و سازهاي كوبه اي اجرا كرد.
۵ آهنگ از اجراي سال گذشته (رستم و سهراب) را براي مؤسسه رسانه هاي تصويري كار كرده ؛ رستم و سهراب، سياوش در آتش، مرگ سياوش، زال و سيمرغ و زال و رودابه.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
مدتی افتخار شارگردی استاد عالیقدر تاج اصفهانی را داشته است واز محضر استادانی نظیر علی خان ساغری وحسن کسایی .استاد نعمت ستوده کسب موسیقی کرده است وپس از مدتی به تهران می رود ودر مکتب شادروان استاد اسماعیل مهرتاش به تکمیل آموخته های خود می پردازد وماندگار ترین اثر این هنرمند "مندیر" می باشد.اخیرا هم آلبوم زیبایی بنام دزپارت که با پسرش هم خوانی کرده است را به بازار ارائه کرده که آلبوم بسیار زیبایی میباشد.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
متولد 25 دی ماه 1320 در اصفهان می باشد وی دوران متوسطه را در دبیرستان سعدی به پایان رساند و برای آموزش عکاسی عازم انگلستان شد، وی درکالج چاپ و هنرهای گرافیک لندن به آموختن عکاسی پرداخت و در سال 1345 به ایران بازگشت و به عکاسی حرفه ای در زمینه صنعتی، هنری و تبلیغاتی پرداخت. بختیاربا نشریات متعدد عکاسی نیزهمکاری نمود و دردانشگاه های مختلف هنر به تدریس عکاسی پرداخت. حاصل فعالیت های هنری وی چندین کتاب تصویری با موضوعات معماری، هنروصنعت اصفهان و مناظرزاینده رود و کاشان می باشد.
وی ترجمه های مقاله های مختلف هنرعکاسی را نیزبه عهده داشته و نمایشگاه های متعددی نیزدرداخل وخارج ازایران برپا نموده است، وی عضو انجمن عکاسان حرفه ای ایران و انگلستان (BIPP) می باشد.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
فرزند صالح، در دوم اردیبهشت ماه سال 1352 هجری شمسی به هنگام کوچ بهاری عشایر در یک خانواده ی عشایری بختیاری درمنطقه ی جاستون شه از توابع شهرستان لالی واقع در استان خوزستان قدم به عرصه ی هستی نهاد. در سن 5 سالگی پدر گرامی خود را که یکی از سران ایل بختیاری بود ،از دست داد و 6 ساله بود که به ناچار به همراه خانواده زندگی عشایری را ترک و در شهر لالی اقامت نمود. وی تحصیلات دوره ی ابتدایی خود را در دبستان دهخدا ، و دوره ی راهنمایی را در مدرسه ی شهید مدرس(فرخی یزدی سابق) و از دبیرستان شهید چنگیز حاجی پور (فردوسی سابق) شهر لالی در رشته فرهنگ و ادب دیپلم گرفت.
دو سال خدمت سربازی را گذرانده و در سال 1374 در رشته حقوق قضایی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز مدرک کارشناسی را اخذ و در سال 1379 در مقطع کارشناسی ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی دانش آموخته شد.
فروتن از سال 1383 به عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز در آمد و از سال 1367 با چاپ اولین مقاله در صفحه ی فرهنگ مردم مجله اطلاعات هفتگی کار فرهنگی خود را با مطبوعات آغاز کرد. در سالهای بعد در نشریات محلی و سراسری مانند نور خوزستان ،رویش اندیشه،روزان،اهواز ،فرهنگ خوزستان ،فرهنگ اندیشه (فرهیختگان) و آفرینش مقالاتی را به رشته ی تحریر درآورد.
فروتن در گرد آوری ،تدوین وتالیف موضوعات فرهنگ عامیانه ی بختیاری مانند چیستان ها ، مثل ها، زیارتگاه ها و دستور زبان از تبحر و مهارت کافی برخوردار است و آثار و تالیفات او همواره زبانزد مردم دیارش می باشد و در این راستا آثارش به تایید و تقریر مقدمه هایی از استادان فن ادبیات و زبان فارسی آراسته است.
وی درسال 1376 اولین کتاب خود را به نام گنجینه ی مثل های بختیاری چاپ و در سال 1383 دوجلد کتاب به نام های چیستان های بختیاری و دیگری زیارتگاه های بختیاری را منتشر نمود.
فروتن بعد از سال ها تحقیق و پژوهش توانست در تیرماه سال 1387 به عنوان اولین محقق به نگارش کتاب دستور زبان بختیاری بپردازد که با استقبال اهل فرهنگ زبان و ادب مواجه شد و چاپ دوم این کتاب توسط مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در آذرماه سال 1387 صورت گرفت.
کارنمای علمی- پژوهشی
1- عضو هیات علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
2- عضو انجمن کتابداران ایران
3- عضو انجمن روابط عمومی ایران
4- عضو انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران
5- عضو هیات علمی بین المللی(ITIC)
6- عضو باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز ازسال 1377 تا سال 1384
7- عضو کمیته اجرایی اولین سمینار برسی علل روند رو به افزایش آلودگی منابع آب خوزستان – خرداد ماه 1380
8- عضو اجرایی اولین همایش ملی بحران زیست محیطی ایران وراهکارهای بهبود آنها- واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی اهواز- دی ماه 1385
9-عضو کمیته بدوی تخلفات اداری کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهوازدر سال 1378
10- عضو شورای دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از سال 1380 تا کنون
11- عضو هیات رئیسه دانشگاه از سال 1380 تا کنون
12- عضو شورای آموزشی آموزشکده سما واحد اهواز از سال 1383 تاکنون
13- عضو شورای پژوهشی آموزشکده سما واحد اهواز از سال 1383 تاکنون
14- عضو شورای ورزشی آموزشکده سما واحد اهواز از سال 1386 تاکنون
15- عضو شورای فرهنگی آموزشکده سما واحد اهواز از سال 1383 تاکنون
16- عضو شورای آموزشی منطقه 6 سما از سال 1385 تا کنون
17-عضو شورای ورزشی مراکز آموزشی وفرهنگی منطقه 6 سما از سال 1386 تاکنون
18-عضو هیات فرهنگی مذهبی ابوالفضل العباس شهرک دانشگاه از سال 1383 تاکنون
19-عضو کمیته تخفیفات شهریه مدارس سما واحد اهواز از سال 1380 تاکنون
20-عضو کمیته تخفیفات شهریه دانشجویان آموزشکده فنی وحرفه ای سما واحد اهوازاز سال 1383 تاکنون
21-دبیرشورای پژوهشی مراکز آموزشی و فرهنگی منطقه 6 سما از سال 1384 تاکنون
22- دبیرشورای فرهنگی مراکز آموزشی منطقه 6 سما از سال 1384 تاکنون
23-دبیراجرایی آزمون هماهنگ تشریحی دانش آموزان منطقه 6 سما (خوزستان) از سال 1383 تاکنون
24- دبیر اجرایی اولین کنگره بزرگداشت میرزای بختیاری مسجد سلیمان- اردیبهشت سال 1376
25-دبیر اجرایی اولین همایش تکثیر وپرورش میگو - دانشگاه آزاد اسلامی اهوازدی ماه سال 1381
26-دبیر اجرایی نمایشگاه بزرگ علمی- تخصصی محیط زیست و زراعت - دانشگاه آزاد اسلامی اهواز – خردادماه سال1377
27- دبیر اجرایی اولین سمینار بررسی علل روند رو به افزایش آلودگی منابع آب خوزستان خرداد ماه سال 1380
28- دبیر اجرایی اولین جشنواره فرهنگی وهنری دانشجویان ودانش آموزان سما منطقه 6 در سال 1386
29- دبیر اجرایی دومین جشنواره فرهنگی وهنری دانشجویان ودانش آموزان سما منطقه 6 در
سال 1387
30- دبیر شورای واحد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از سال 1382 تا سال 1383
31- مدیر مسئول نشریه خبری- دانشگاهی "بازگو" از سال 1378 تا1380
32- داور اولین جشنواره کشوری نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی (ندا) در دی ماه سال 1380
33- دانش آموخته دوره ی جامع و تخصصی مرکز تحقیقات وروابط عمومی ایران - درسال 1382
34- نماینده مدیران مسئول نشریات دانشجویی منطقه 6 دانشگاه آزاد اسلامی درسال 1380
35- بازرس کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از سال 1379 تا سال 1381
36- مسئول حفاظت آزمون های سراسری دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از سال 1377 تا سال 1378
37- بازرس ویژه رئیس واحد در آزمون سراسری دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از سال 1379 تا سال 1387
38- سرپرست گروه ارزشیابی از واحدهای آموزشی منطقه 3 (مازندران) سما در اردیبهشت ماه سال 1387
39- بازرس دفتر سنجش مرکزی نظارت دانشگاه آزاد اسلامی از واحدهای دانشگاهی شوشتر و دزفول در سال 1382
40- رئیس حوزه آزمون شغلی کارکنان منطقه 6 سما – آبان 1387
41- رئیس شورای فرهنگی آموزشکده فنی وحرفه ای سما واحد اهواز از سال 1383 تاکنون
42- رئیس شورای پژوهشی آموزشکده فنی وحرفه ای سما واحد اهواز از سال 1384 تاکنون
43- مسئول روابط عمومی اولین کنگره ی بزرگداشت میرزای بختیاری مسجدسلیمان - 4/12/1375
43- همکاری با سازمان میراث فرهنگی کشور و دانشگاه شهید چمران بعنوان پژوهشگر طرح "مطالعات مردم شناسی روستاهای اطراف کارون از سرچشمه تا مصب"- 21/4/1376
44-خبرنگار ویژه ی مجله ی رویش اندیشه از سال 1373 تا سال 1374
45- خبرنگار هفته نامه ی فرهنگ اندیشه (فرهیختگان) از تاریخ 13/8/1376 تا 18/11/1381
46- خبرنگار روزنامه ی آفرینش از تاریخ 13/8/77 تا 18/11/81
47- خبرنگار نشریه ی جامعه و دانشگاه از سال 1378 تا سال 137۹
کارنمای تقدیرها،عنوان ها وموفقیت ها
1 -دانشجوی نمونه علمی – پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال 1378
2- جوانترین نویسنده ومحقق کشور درسال 1377
3- اولین و جوانترین دانشجوی زائر بیت الله الحرام دانشگاه آزاد اسلامی کشور در سال 1376
4- صاحب کتاب برگزیده کتاب سال دانشجویی در سال 1377
5-کارمند نمونه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهوازدر سال های 1377،1378، 1379 ،1380
6- معاون نمونه سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور دربخش جذب دانشجو دوره مهارتهای تعلیم وتربیت از سال 1380 تا 1385
7-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در زمینه اداری ومالی در سال1381
8-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در زمینه کیفیت آموزشی در سال1382
9-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در زمینه توسعه آموزشی در سال1383
10-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در در زمینه توسعه امور عمران در سال1384
11-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در در زمینه توسعه اداری ومالی در سال1385
12-معاون برتر سما دانشگاه آزاد اسلامی کشور در در زمینه توسعه امور فرهنگی در سال1386
13- عنوان بهترین محقق و نویسنده ی استان خوزستان در سال 1376
14- دریافت لوح تقدیر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بعنوان جوانترین نویسنده در سال 1377
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
جواد بختياري از استادان برجسته خوشنويسي معاصر ايران است. وي در سال 1335 در شهر بروجرد و در خانوادهاي اهل ذوق و هنر به دنيا آمد. كودكي و نوجواني خود را در همين شهر گذراند و با حمايت پدر به فراگيري هنر نقاشي روي آورد. تحصيلات دانشگاهي خود را در دانشگاه شيراز و در رشته الكترونيك آغاز كرد. وي در سال 1357 وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد و در رشته نقاشي و هنرهاي تجسمي به تحصيل پرداخت. بختياري عليرغم تحصيل در رشته نقاشي با ديدن آثار يكي از بزرگان، مجذوب خط نستعليق مي شود و در اين عرصه قدم بر ميدارد و مراحل فراگيري خوشنويسي را مشتاقانه و به سرعت مي پيمايد و موفق به كسب درجه استادي در خط نستعليق ميشود.
بختياري امروز از استادان طراز اول خوشنويسي كشور است و در خط نستعليق به دارنده خط طلايي شهرت يافته است كه نشان از اعتبار وي است. در سال 1376 برنده جشنواره جهاني خوشنويسي تهران شده و دهها نمايشگاه معتبر در ايران، تركيه، ايتاليا، چين، پاريس و كشورهاي ديگر برپا كرده است. آثار خوشنويسي وي در قالب كتابها و مجموعههاي مختلف به چاپ رسيده كه از ميان آنها ميتوان به طربنامه عشق، سخن عشق، شور مستي و كتيبه اشاره كرد.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .
عبدالعلی خسروی متخلص به قائد بختیاری متولد سال 1307 است و در استانهاي تهران و اهواز تحصیل کرده است. در وزارت فرهنگ و هنر سابق مسؤولیتهایی در زمینه های کتاب و نگارش داشته است. آثار مهم او در زمینه ادبیات و شعر بختیاری بوده است و مجموعه های شعرش در سال 1379 عنوان نویسنده برتر را از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهار محال و بختیاری را برایش به ارمغان آوردند. از میان آثارش می توان از گلبهار ، مجموعه شعر به گویش بختیاری ـ 1342، فرهنگ بختیاری ـ 1367، تاریخ و فرهنگ بختیاری ـ 1369، فرهنگ و ادبیات بختیاری ـ 1370، گویش بختیاری ـ 1371، بختیاری در جلوه گاه فرهنگ ـ 1371، آتش در نخلستان ، مجموعه شعر ـ 1376، عروس دالان کوه ، مجموعه شعر ـ 1380، فرهنگ سیاسی عشایر جنوب ایران ـ 1382، دوبیتیهای قائد بختیاری ـ 1383، نام برد.
نام : هرمز
نام خانوادگی : علیپور
تاریخ تولد : پنجشنبه، 1 فروردين 1325
زمینه فعالیت : شعر
وضعیت تاهل: متاهل
محل سکونت : اهواز
از پیشکسوتان شعر استان خوزستان است که در یک از روستاهای اطراف ایذه دیده به جهان گشود. وی از صاحب نظران، نظریه پردازان و شاعران شعر نو به حساب می آید .
علیپور فارغ التحصیل رشته کارشناسی ادبیات فارسی است که پس از سی سال اشتغال درآموزش و پرورش بازنشسته گردید.از وی کتابهای متعددی همچون
1- سپیدی جهان
2- با کودک و کبوتر
3- نرگس فردا
4- الواح شفاهی
5- اوراق لاجورد
6- علف یونان
7- دفتر شطرنجی
8- لغت عذرا
9- فاخته هیمالیا
10- ریحان آلفابت
11- گیاه کهکشان
به چاپ رسیده است که به علت تقضای مخاطب به چاپهای سوم و چهارم هم رسیده .
وی در اکثر کنگره های شعر دانشگاه های کشور از جمله اصفهان ، شیراز ، شهرکرد ، یاسوج ، خرم آباد ،الیگودرز و شهرهای استان خوزستان ایراد سخنرانی و تحلیل شعر داشته است. غالب اشعار او در آنتولوژِیها و کتب درسی دانشگاهی چاپ و تدریس میگردد.
اگر احساس می کنید از این هنرمند اطلاعات بیشتری دارید و در اینجا درج نشده است, لطف کنید اطلاعات کامل تر را برای انجمن نویسندگان ما ایمیل کنید .